1. انسان، کائنات و خالق

September 16, 2014 in آخرین دین الهی: اسلام

مولانا جلال الدین رومی چنین می گوید:

« روزی شخصی به مرکز مدنیت زمان، یعنی بغداد آمد و کل شهر را سرتاسر گشت. نهایتاً از میان آن همه زیبایی، لذتها و آثار محتشم هنری، تنها و تنها پوست خربزه و هندوانه ای را در کنار جاده دید و دقتش به آن جلب شد. اساسا نیز آنچه لایق مرکب و گاومیش است همان کاهی است که در جاده ریخته شده یا علفی است که در کنار جاده روییده است!» (مثنوی، جلد 4، بیت 2377-2379)

ما نیز در این دنیا نبایستی فقط به خوردن و خوابیدن و تفریح مشغول باشیم. یک بار بایستی به خود بیاییم و بیاندیشیم، بایستی بنگریم که از کجا آمده ایم و به کجا می رویم و زندگیمان را بر این اساس سمت و سوی بخشیم. بایستی قبل از هر چیز بر آفرینش خودمان؛ ساختار فیزیکی و روح خود؛ صفتهای زیادی که صاحبشان هستیم و نیز نسبت به کل کائنات عمیقاً تفکر کنیم و جزئیاتشان را مورد تحقیق قرار دهیم. وقتی اینچنین باشد زندگیمان بامعنا می شود.

مثلاً به خاک بیاندیشیم! با یک نوع آب بر رویش، هزاران نوع گیاه می روید. و  میوه و سبزه هایی با رنگ و اشکال گوناگون به بار می آورد. همه اینها با نظم و ترتیب خاصی انجام می شود. مگر اینگونه نیست که همه این خوراکی هایی که از یک نوع آب و خاک به دست می آیند و در عین حال یکی از دیگری پیچیده و متفاوت است، آدمی را به حیرت وا می دارد.[1]

بعد چشمانمان را به آسمان برگردانده و آن سیستم بزرگ و محتشم را تماشا کنیم: مثلاً خورشید… فاصله بین آن و زمین یکصد و پنجاه میلیون کیلومتر است. خورشید که ستاره ای با اندازه متوسط است به لحاظ حجم آنقدر بزرگ است که در درونش 1300000 عدد از زمین ما را جای می دهد. حرارت سطح آن 6000 سانتیگراد درجه، حرارت داخلی اش بیست میلیون سانتیگراد است. با سرعت فوق العاده حدود  720000 کیلومتر در ساعت بر روی مدارش در حال حرکت است.  این نیز با یک حساب سرانگشتی یعنی خورشید روزانه 17 میلیون و 280 هزار کیلومتر مسافت را می پیماید.[2]

در خورشید در هر ثانیه 564 میلیون تن هیدروژن تبدیل به 560 میلیون تن هلیوم می شود. 4 میلیون تن مابقی هم همان گازی است که به صورت انرژی پخش می شود. یعنی خورشید، در هر ثانیه 4 میلیون تن و در هر دقیقه 240 میلیون تن ماده از دست می دهد. اگرچه خورشید از سه میلیارد سال پیش با این سرعت انرژی تولید کرده باشد، در این مدت میزان موادی که از دست داده است 400000 میلیون میلیون تن خواهد بود، که این نیز در مقایسه با توده کنونی خورشید تقریباً یک در پنج هزارم خواهد شد.

زمین ما با آنچنان دقتی در فاصله حساب شده از این توده معظم و سرچشمه بزرگ انرژی قرار داده شده که نه در اثر این توده می سوزد و نابود می شود و نه از انرژی پر فایده آن بی بهره می ماند. خورشید با این انرژی و قدرت معظم در درجه اول برای انسان و همچنین برای دیگر جانداران ساکن بر روی کره زمین بعنوان یک منشاء پرفایده مورد بهره برداری قرار می گیرد، و با قدرت و عظمت، نورش را با حساب شدگی خاصی به زمین می رساند. و این میلیونها سال است که ادامه یافته…[3]

خورشید با عظمتی که از آن صحبت کردیم، تنها یکی از 200 میلیارد ستاره ای است که در کهکشان راه شیری تخمین زده شده است. به همین شکل کهکشان راه شیری نیز تنها یکی از چند صد هزار کهکشانی است که با تلسکوپهای مدرن دیده شده است. از یک طرف کهکشان راه شیری تا طرف دیگرش حدود صدهزار سال نوری فاصله است. (نور در هر ثانیه 300000 کیلومتر مسافت را طی می کند.) برای اینکه از زمین حرکت کنیم و به مرکز کهکشان راه شیری برسیم 300000 تریلیون کیلومتر مسافت را بایستی طی کنیم. [4]

مکانیک سیالات

وقتی به طبیعت می نگریم از شنای یک ماهی، تا پرواز یک پرنده، هماپیما همگی براساس قوانین مشخصی (مکانیک سیالات) واقع می شوند. وقتی در کنار رودخانه ای یا دریایی خستگی در می کنیم، آیا جریان آب را با آن همه نظم پیچیده اش درک می کنیم؟ هواپیماها یا حشرات پرنده، کدام یک این قوانین را به نحو احسن به کار بسته اند؟ به هنگام طرّاحی شکل بدن یک ماهی کدام یک از عناصر سیّال آن به کارگرفته شده است؟ این کاربردهایی که در طبیعت دیده می شود، در عرصه تکنولوژی چه چیزهایی از آن ما کرده اند و یا خواهند کرد؟ آیا با بررسی و تحقیق در مورد پرستو یا نهنگ  می توانیم در صرفه جویی سوخت هواپیما و کشتی ها موفق باشیم؟ پشه ها چگونه می توانند بر روی آب بدون اینکه در آن فرو روند بایستند؟ پاهای عنکبوتها در پرش آنی آنها چقدر کارکرد دارد؟[5]

قلب ماهی در قسمتی از بدنش تعبیه شده که حداقل فشار آب را داراست. بدین صورت است که ماهی در آب شنا می کند با افزایش سرعت حرکت، فشار آب کاهش یافته و ضربان قلب ماهی راحت تر انجام می شود. سرعت حرکت ماهی هر چقدر هم که باشد چشمانش در قسمتی از بدنش تعبیه شده اند که دارای فشار یکسانی است. و ماهی وقتی باسرعت یا آرام شنا می کند در چشمانش تفاوت فشار محسوسی بوجود نمی آید.

همه ما در خانه خود مگسهایی را دیده ایم که در یک لحظه سرعتشان افزایش یا کاهش می یابد و نیز بصورت معکوس پرواز کرده و پاهایشان را به سقف می چسبانند و می نشینند. باله های روی دم کوسه ماهی، پرهای ردیف شده بر روی بالهای لک لک ها، باله هلالی شکل بر دم نهنگ ها که در حین حرکت برایشان آوانتاژهای هیدرودینامیک یا آیرودینامیک فراهم می کند. همچنان که بالهای پرستو ویا ماهی تن با شکلی قوس دار به سمت عقب، این بازدهی را افزایش می دهد. انسان نیز در ساخت کشتی و هواپیما از این امکانات استفاده می کنند.

در نتیجه بررسی ها، کشف شده است که پولکهای شیارداری که بر روی پوست کوسه ماهی وجود دارد باعث کاهش اصطکاک در آبهای شور شده و اندازه و ساختار آن برای آسانی حرکت، ایده ال می باشد.

سیستم یا مکانیزم روغن کاری در مفاصل انسان و حیوانات آنقدر دقیق و حساب شده است که تا امروز به وسیله سه نوع روغن کاری که در تکنولوژی شناخته شده است قابل تفسیر نیست.

جاندارانی همچون ماهیهایی که در درجه زیر صفر (درجه ای که یخ بستن اتفاق می افتد) زندگی می کنند، مارهایی که بر روی شنهای سوزان صحرا می خزند، ماهیهایی که در بعضی مناطق، در مقابل تشنگی مقاوم هستند. خرس ماهی ها تا 1600 متر در عمق آبها می توانند شنا کنند که این فشار 160 برابر فشاری است که به صورت طبیعی بر ما وارد می شود. همچنین اسرار مقاومت فشار زیاد و زندگی حیواناتی که در اعماق بسیار زیاد زندگی می کنند برایمان هنوز پوشیده مانده است. بعضی از مارماهی های دریایی وقتی به مدت زیادی در اعماق می مانند از طریق پوستشان ازت خونشان را بیرون می دهند و وقتی به سطح آب می آیند مورد هجوم واقع نمی شوند.

حال اینکه امروزه ماهرترین شناگران اعماق برای آمدن به سطح دریا زمان زیادی را صرف می کنند و بصورت متمادی استراحت می کنند…[6]

هر انسانی که در مورد چنین هستی های موجود در اطرافش می اندیشد، از وجود خالقی که صاحب قدرتی نامحدود است آگاهی می یابد. و نیز متوجه می شود که خویشتن بی هدف خلق نشده است. به هر حال نتایج تحقیقات نشان می دهد که از دین قبایل ابتدایی تا ادیان پیشرفته و پیچیده، همه وجود خالق متعال را اثبات کرده اند.[7]

دلایلی که وجود و توحید خداوند را نشان می دهند خیلی زیادند. از این دلایل نمونه هایی را که توسط هر کسی امکان درک دارد آورده می شود:

ü      مراحل بوجود آمدن و رشد نوزاد، تولد و بزررگ شدن، صاحب عقل و ادراک شدن، و مهمتر از همه اینکه از کدام مواد خلق شده و بدین شکل درآمده…

ü      رعد و برقی که برای انسان ترس و امید می دهد، نزول آب از آسمان با نهایت انتظام و زنده کردن دوباره خاک مرده با این وسیله…

ü      ایستادگی آسمانها و زمین با سیستمی خیلی دقیق و آفرینش بی شمار جاندار در داخل آن…

ü      وزش باد و آوردن مژده باران، حرکت و انتقال ابرها به نقاط مختلف، بوجود آمدن دریاچه ها و دریاها، شنای کشتی های غول آسا با وزن هزاران تن بر روی آب، حرکت کشتی های قاره پیمایی که ماهیت شهر کوچکی را دارند و روزانه صدها هواپیما بر رویش می نشیند و بلند می شود[8]

ü      دادن رزق از آسمان و زمین به تمام جانداران[9]

حضرت مولانا می فرمایند:

«ای پسرم، کدام با عقل سازگار است، تفکری که نوشته شدن متن توسط کاتب را قبول کند یا نوشته شدن متن به صورت خودی خود؟» (مولانا، ج. 6، بیت 368)

«ای انسان بی هنر، آیا تصور اینکه خانه ای سازنده و یا معمار نداشته باشد، متناسب با عقل هست، یا اینکه بدون وجود سازنده و معماری خانه به خودی خود امکان بوجود آمدن دارد؟ آیا امکان دارد که یک اثر زیبای هنری بوسیله آدمی کور و لنگ بوجود آید؟ یا اینکه توسط یکی که مهارت دارد، چشمش می بیند و آدمی که صاحب حسیّاتی هست؟ ” (مولانا، ج.6، بیت 369-371)

«همه نقشها و نگارها چه آگاه باشند چه نباشند، همگی از زیر دست صاحبشان بیرون می آید! کوزه گر درگیر کوزه خود است، خمیرش را آماده می کند، شکل می دهد، درست می کند! آیا کوزه بی استاد خود می تواند پیش رود و یا قد بکشد؟ تخته به  دستان نجّار پناه برده، پیرو او شده است! اگر آنگونه نبود آیا بریده می شد؟ به تخته ای دیگر وصل می گردید؟ لباس؛ بدون آنکه به دست خیاطی بیافتد، به خودی خود چگونه بریده میشود؟ چگونه دوخته می شود؟ ای انسان خردمند! اگر ظرف آب در دست ساقی نبود، به خودی خود چگونه پر و چگونه خالی می گشت؟ تو هم؛ در هر لحظه و در هر نفس  پر می شوی و خالی می گردی! ای انسان صاحب حکمت؛ در این صورت در دستان هنرمند آن آفریدگار بزرگ و بی همتا خواهی بود! اگر روزی پرده از مقابل دیدگانت کنار رود، حلقه اسرار گشوده گردد، خواهی فهمید که در دستان هنر و هنرمند از حالتی به حالتی دیگر تغییر می یابی!» (مثنوی، جلد 6، بیت: 3341-3332)

بوجود آمدن موجودات و حرکات مرتّب و منظّم فوق العاده آنها را نمی توان صرفاً با تصادفی خواندن تحلیل کرد. پروفسور دکتر ادوین کونکلین اینگونه می گوید:

«ادعای بوجود آمدنِ تصادفی حیات، همچون ادعای بوجود آمدن یک دایره المعارفی است که در نتیجه انفجاری بزرگ تشکیل یافته است .”[10]



[1] . قرآن کریم، سوره رعد، آیه 4. (رعد ،4).

[2] . پروفسور دکتر عثمان چاکماک، کائنات هسته ای بود، ص. 21، 66.

[3]. پروفسور دکتر عثمان چاکماک، کائنات کتاب اتم ها حروف، ص. 50.

[4]. پروفسور دکتر عثمان چاکماک، کائنات کتاب اتم ها حروف، ص. 6. کائنات هسته ای بود، ص. 10-12

[5]. دکتر سامی پولاتوز، مهندسی برای طبیعت، ازمیر 2004، ص. 15-16.

[6]. پولاتوز، همان، ص. 18-42

[7]. پروفسور دکتر گونای تومر، ماده “دین” ،دایره المعارف دین اسلام، استانبول 1994، جلد 9، 315-317

[8] . روم، 20-46؛ سوره، 29، 32؛ یاسین، 33-41؛ بقره، 22. و نیز رجوع به. ابراهیم 32-33، روم، 40،48،54؛ فاطر، 9؛ مومن، 61، 64، 79، جاثیه، 12؛ طلاق، 12.

[9] . فاطر، 3.

[10] . The Evidence of God، P 174.، پروفسور دکتر وحیدالدین خان، اسلام رقیب می طلبد، ص. 129.